اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

سفط

نویسه گردانی: SFṬ
سفط. [ س َ ف َ ] (ع اِ) جامه دان که بر شکل جوال یا مانند کدوی خشک میان تهی باشد. ج ، اسفاط. (از آنندراج ) (منتهی الارب ). سبد جامه . (دهار) : پس هرمز دست خویش ببرید و بسفطی اندرنهاد و سوی شاپور فرستاد. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ). اندر آن خواسته یکی سفط پرگوهر آن را بمهر کرد همچنان بر دست موی عمر فرستاد. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ).
فرمان داد تا سفطی خرد بیرون آوردند. (تاریخ سیستان ). فرمود تا آن ملطفها را در صندوقی در چند سفط نهاده بودند. (تاریخ بیهقی ). گوهرفروشان بازگشتند و سفطها را قفل و مهر کردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 428). و سفطی با او بود از نور. (تفسیر ابوالفتوح ). سفط جواهر گشاده بگذاشت . (کلیله و دمنه ).روزی شیخ ما را سفطی عود آورده بودند. (اسرارالتوحید ص 100).
دریغ تیم عروس و دریغ تیم ملک
که این و آن سفط جبه بود و دستارم .

سوزنی .


|| قماش خانه . (مهذب الاسماء). || پوستکی که بر پوست ماهی است . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد). پیوستگی که بر پوست ماهی است . (آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۹۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۷ ثانیه
این واژه ها (بجز ی) عربی است؛ و پارسی جایگزین، این است: بژنازاسی bežnzâsi (بژنا: صفت. «سغدی» + ازاس: تعجب از سغدی: áżâs که الف بژنا و الف ازاس با...
صفت واژه ای عربی و پرسشی پارسی است و جایگزین پارسی، این است: بژنای پرسشی bežnâye-porseŝi (بژنا «سغدی» + پرسشی) *
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژناماژه bežnâmâže (بژنا + آماژه: اشاره «کردی») *
صفتی است که نشانگر پایداری (و نه گذرا بودن) یک ویژگی یا حالتی در موصوف می‌باشد. مانند مرد دانا؛ که دانایی صفتی پایدار برای مرد است. ولی در صفت فاعلی، ...
شاهین صفت. (ن. صِ فَ). (ص. مرکب). آنکه اوصاف و سیرت و منش و روش شاهین دارد. آن که در افعال و عادات و حرکات و رفتار شاهین را مانَد. شاهین صفت چو طعمه چ...
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: ویژگی پسین vižegiye-pasin.*
sefate-moŝabbahe این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژنا مانسته bežnâ-mâneste (بژنا: صفت. «سغدی»+ مانسته: مانند کرده شده. «پارسی نو»)*
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژناویژیدی bežnâ-vižidi (بژنا: صفت. «سغدی» + ویژید: تفضیل. «پارتی» + ی) *
این دو واژه عربی است و پارسی آن این است: پِسَن اِستوت (کردی: پِسَن= صفت + استوت از سنسکریت: سْتوتی= توصیف)
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژنا یاتیکی bežnâyâtiki (بژنا: صفت «سغدی» + یاتیکی. یات از اوستایی yâta: فعل + پسوند پهلوی «ایک...
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ صفحه ۷ از ۱۰ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.