سقح
نویسه گردانی:
SQḤ
سقح . [ س َ ق َ ] (ع اِمص ) موی رفتگی پیش سر. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
واژه های همانند
۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
صقح .[ ص َ ق َ ] (ع مص ) بی مو شدن پیش سر. (منتهی الارب ).
صقح . [ ص ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَصقَح . (منتهی الارب ). رجوع به اصقح شود.
ثقة. [ ث ِ ق َ ] (ع مص ) محل اعتماد بودن . معتمد بودن . || اعتمادداشتن . || استوار داشتن . باور داشت . || متکی شدن به . اتکاء، تکیه کردن ب...
ثقة. [ ث ِ ق َ ](ع ص ، اِ) مرد معتمد و امین . || (اِمص ) اطمینان . وثوق . اعتقاد : نخست ثقة درست کردم که هر چه ایزد عز ذکره تقدیر کرده است ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
سقه سای . [ س ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان کیوان بخش آفرین شهرستان تبریز، دارای 158 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
زاید ثقه . [ ی ِ دِ ث ِ ق َ / ق ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) زائد ثقه . در اصطلاح محدثان ، حدیثی است که یک راوی ثقه بدان متفرد باشد و مضمون ...
مورد اعتماد اسلام ,ثقة الاسلام و المسلمین مورد اعتماد اسلام و مسلمین
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.