سن
نویسه گردانی:
SN
سن . [ س َن ن ] (ع مص ) تیز کردن کارد را بفسان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). تیز کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || نصب کردن سنان به نیزه . || مالیدن دندان را به سواک . || سخت راندن شتران را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نیک راندن شتر. (تاج المصادر بیهقی ). || ظاهر کردن و آشکارا کردن کاری را. || سفال گردانیدن گل . || سنان زدن یا بدان گزیدن یا شکستن دندان او را. || خوابانیدن و برجستن بر آن . || گذاشتن شتران را در چراگاه . || نیکو کردن سیاست و تیمار کسی را. || تصویر آن چیز کشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || سن علیه الدرع او الماء؛ ریخت آن را بر آن . (منتهی الارب ). || زره به خویشتن فروگذاشتن . (تاج المصادر بیهقی ). || رفتن در آن راه . || آرزومند طعام کردن کسی را چیزی . || ریختن خاک بر زمین . || بلند کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بلند شدن . (المصادر زوزنی ). || آب بر روی ریختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
واژه های همانند
۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۰ ثانیه
راولین سن . [ س ُ ] (اِخ ) ۞ (1810-1895م .) یکی از چهار عالم آسورشناس انجمن آسیایی پادشاهی لندن ۞ . وی از صاحب منصبان انگلیسی در خدمت دو...
سن ایستین یک لغت اذری است.سن به معنایی انچه.ایستین به معنایی می پسندید.سن ایستین انچه می پسندید .انچه میخواهید
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
سن گندم (نام علمی: Eurygaster integriceps) نام یک گونه از خانواده ساسهای سپرفلزی از راسته نیمبالان است. این گونه بومی شمال آفریقا، بالکان و غرب و مر...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
اتش سن المو به انگلیسی:sant almoś fire پدیده الکتریکی جوی همراه با تخلیه بارهای الکتریکی است. این پدیده هنگامی بوقوع میپیوندد که پتانسیل الکتریکی در ...
آذر سن المو؛ کورپاسانت. نامی است دیگر برای پدیده الکتریکی موسوم به آتش/نار سن المو. آتش آرش و یا آتش کمانگیر هم نام های دیگر پدیده برقی جوی است، که...
سن پطرزبورغ . [ سَم ْ پ ِ طِ ] (اِخ ) سن پطرزبورگ ۞ . شهری به روسیه و پایتخت آن کشور به دوران حکومت تزارها. پترزبورگ . لنین گراد. (از فرهنگ ...
مساله تعیین سن زمین و نحوه تشکیل آن از زمانهای خیلی پیش فکر بشر را بخود مشغول داشته است. علم تعیین سن و تاریخگذاری سنگها را ژئوکرونولوژی (Geochrono...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.