سن
نویسه گردانی:
SN
سن . [ س ِن ن ] (ع اِ) دندان . || سال . (منتهی الارب ). || عمر. مدت عمر. زندگانی . هنگام از عمر. (ناظم الاطباء). عمر. (منتهی الارب ). سال و عمر. مؤنث است در مردم باشد یا غیر آن . ج ، اسنان . (آنندراج ). || گاو دشتی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گاو نر. (مهذب الاسماء). || تیزی مهره ٔ پشت . || جای تراش از قلم . || زبان قلم . || شاخ . || دانه از سیر. || دندانه ٔ راسن . || اکل شدید. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
- سن بلوغ ؛ هنگامی که شخص مکلف شود و به تکلیف رسد. (ناظم الاطباء).
- سن تمیز ؛ هنگامی که شخص شاعر شود و خوب و بد را بشناسد.
- سن رشد ؛ سن قانونی . بلوغ سن .
- سن شباب ؛ جوانی . (ناظم الاطباء).
- سن شیخوخت ؛ پیری . (ناظم الاطباء).
- سن قانونی ؛ سال و مدت عمری که پس از آن قانون اجازه میدهد کلیه ٔ معاملات را شخصاً انجام دهد.
- سن و سال ؛ عمر و زندگانی . (ناظم الاطباء).
واژه های همانند
۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه
سن دمینگ . [ س َ دُ ] (اِخ ) ۞ یکی از کشورهای جمهوری آمریکا واقع در آنتیلهای کبیر در قسمت شرقی جزیره ٔ هائیتی ۞ مساحت 50000 کیلومتر مربع و...
سن رسیده . [ س ِ رَ دَ / دِ ](ن مف مرکب ) بالغ. بزاد برآمده . رجوع به بالغ شود.
سن سیمون . [ س َ م ُ ] (اِخ ) لویی دُرووروا ۞ . نویسنده و دانشمند فرانسوی در سال 1675 م . در پاریس متولد و در سال 1755 م . فوت کرده است . وی ...
سن سیمون . [ س َ م ُ ] (اِخ ) کلود هانری ۞ (کنت ) فیلسوف و نویسنده ٔ فرانسوی از خانواده ٔ شخص سابق الذکر وی بسال 1760 در پاریس متولد و در سال...
سن لران . [ س َ ل ُ ](اِخ ) ۞ رود بزرگی است در آمریکای شمالی که از دریاچه های مرکزی آمریکای شمالی سرچشمه گرفته ، پس از عبور از کانادا و ...
سن لویی . [ س َ ] (اِخ ) ۞ شهری مهم در ایالات متحده ٔ آمریکای شمالی در ایالت میسوری و در ملتقای رود می سی سی پی و میسوری که 856800 تن س...
سن لویی . [ س َ ] (اِخ ) ۞ شهر بندری است در سنگال (آفریقای غربی فرانسه ) که سابقاًمرکز سنگال بشمار میرفت . دارای 62500 تن سکنه است . شهر ...
سن و سال . [ س ِن ْ ن ُ ](ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) عمر. (یادداشت بخط مؤلف ).
کریستن سن . [ کْری / ک ِ ت ِ س ِ ] (اِخ ) آرتور کریستن سن ۞ . استاد دانشگاه کپنهاگ در 9 ژانویه ٔ 1875م . ولادت یافت و در 30 مارس 1945م . بدرود...
سن رسیدگی . [ س ِ رَ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی سن رسیده . به زاد برآمدگی . بلوغ . سن رشد.