گفتگو درباره واژه گزارش تخلف سو نویسه گردانی: SW سو. (ترکی ، اِ) بترکی آب را گویند. (برهان ) (جهانگیری ). در ترکی به معنی آب و شراب . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : تن گرچه سو و اکمک از ایشان طلب کندکی مهر شه به آتسز و بغرا برافکند.خاقانی . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۶۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۱ ثانیه واژه معنی سوء هاضمه سوء هاضمه. بدگواری، رودل، سردل، دیر گواری، دیر هضمی . کباب دل دشمنان ترا نبویند از بدگواری کلاب . سوزنی . سوء تفاهم این واژه عربی ست و برابر آن همان واژه ی باورپار در زبان پارسی می باشد به باورپار نگاه کنید... سوء هاضمه هاضمه: (حاصل مصدر مرکب). همتای پارسی این ترکیب عربی، اینهاست: آخویراک āxvirāk (سغدی) اینتلا intelā (کردی) بدگواری، رودل، سردل (دری). سوء تفاهم همتای پارسی این ویریست [سغدی] (ترکیب) عربی، اینهاست: ودمارتنی vadmārtani (پهلوی: vadmārtanih) برداشت بد - نادرست (دری) بد ایزواری bad-izvāri (دری - ما... ارت خشت سو ارت خشت سو. [ اَ ت َ ش َ ] (اِخ ) ۞ نام اردشیر(اول ) هخامنشی بزبان عیلامی . (ایران باستان ص 907). تحرکات سوء این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. سوء استفاده همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: بد زیام bad-zyām (دری ـ سغدی) پاوین سو بوآ پاوین سو بوآ. [ وی ی ُ ] (اِخ ) ۞ کمون ولایت سِن از ناحیه ٔ سَن دُنی دارای 14334 تن سکنه . صو صو. [ ص َوو ] (ع ص ) فارغ . خالی . (منتهی الارب ). صاری صو صاری صو. (اِخ ) نهری است که از جانب یمین به گرگان رود پیوندد. (سفرنامه ٔ مازندران رابینو بخش انگلیسی ص 91). تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ صفحه ۶ از ۷ ۷ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود