اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

سیری

نویسه گردانی: SYRY
سیری . (حامص ) عدم رغبت به طعام و شراب ، ضد گرسنگی و ضد تشنگی . پری و سرشاری . (ناظم الاطباء). مقابل گرسنگی . شبع :
ولیکن ازسر سیری بود اگر قومی
بتره بازفروشند من و سلوی را.

ظهیرالدین فاریابی .


ایزدتعالی گندم غذای [ آدم ] کرد هرچند از وی میخورد سیری نیافت . (نوروزنامه ).
یکی از حکما پسر را نهی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند. (گلستان ).
از گلوی خود ربودن وقت حاجت همت است
ورنه هر کس وقت سیری پیش سگ نان افکند.

صائب .


|| مجازاً، بی نیازی . استغناء :
بسا کسا که ندیم حریره و بره است
و بس کس است که سیری نیاید از ملکش .

ابوالمؤید بلخی .


نیابی همی سیری از کارزار
کمربند ببسیچ وسر برمخار.

فردوسی .


چگونه ست کز حرب سیری نیایی
چگونه که بر جای هرگز نپایی .

زینبی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
سیری . [ س َ / س ِ ] (ص نسبی ) سیرکننده . به مجاز، نظارگی . (آنندراج ) (بهار عجم ) : تا سحر سیری مهتاب جمالش بودم جامه ٔ صبر کتان بود نمی دانستم...
سیری . [ ] (اِخ ) جرفادقانی . مردی خوش طبع و در مراتب نظم قدرتی تمام داشته و در خدمت امام قلیخان حاکم فارس بسر میبرد و در هزالی اشعار نیکو...
سیری (به انگلیسی: Siri) یک دستیار شخصی هوشمند و راهنمای دانا است که به عنوان یک نرم‌افزار کاربردی برای آی‌اواس و مک او اس و آیپد او اس و ویژن او اس و ...
چشم ودل سیری . [ چ َ / چ ِ م ُ دِ ] (حامص مرکب ) بی نیازی . بی طمعی . بی اعتنائی بمال و خواسته یا بخوردنی و پوشیدنی و جز آن . مقابل گرسنه چشمی ...
تئودوره ٔ سیری . [ ت ِ ءُ دُ رِ ی ِ ] (اِخ ) ۞ دانشمند مذهبی و تاریخ دان یونانی قرن پنجم در حدود سال 393 م . در انطاکیه ۞ متولد شد. وی شاگ...
در مناطق غربی کشور حلوای کم ارزشی از نظر بها می پزند که تنها برای پر کردن شکم از شر گرسنگی می خورد و بس. بنابراین اگر آدمی از شدت گرسنگی در حال مرگ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.