گفتگو درباره واژه گزارش تخلف سین نویسه گردانی: SYN سین . [ ی ِ ] (اِخ ) ۞ آسوان . از شهرهای مصر قدیم که امروز آن را آسوان نامند. (فرهنگ فارسی معین ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه واژه معنی سین سین . (اِ) آهوی کوچک . (دزی ج 1 ص 714). || کسی که تنحنح بسیار کند. (آنندراج ) (برهان ) (ناظم الاطباء). || نام حرف پانزدهم از حروف الفبا... سین سین . (اِخ ) نام حضرت رسالت صلوات اﷲ علیه و آله . (برهان ). در یس ، یاسین «و یاسین معناه یا انسان او یاسید». (؟) (منتهی الارب ) (از حاشیه بر... سین سین . (اِخ ) نام شهر چین است و معرب آن صین باشد. (آنندراج ). رجوع به صین و چین شود. سین سین . (اِخ ) در بابل سین را رب النوع ماه میدانستند. (ایران باستان ج 1 ص 202 و 382). سین سین . (اِخ ) (سئین ) دهی است از دهستان ایردیموسی بخش مرکزی شهرستان اردبیل . دارای 469 تن سکنه . آب آن ازرود سئین . محصول آنجا غلات و حبوبا... سین دژ نام قلعه ای در بابل (سرزمین جاوید ج2ص1063) سین کید این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. هفت سین هفت سین . [ هََ ] (اِ مرکب ) از مشهورترین مراسم نوروز آراستن است ، وآن گرد آوردن هفت چیز است که نام آنها با حرف «س » آغاز گردد. معمولاً بین ... همه سین همه سین . [ هََ م َ ] (اِخ ) یا ترکمانده . دهی است از توابع شهرستان شمیرانات . در شش هزارگزی جنوب راه دماوند واقع، دارای 191 تن سکنه است . آب... سین جیم سین جیم. سؤال (س) و جواب (ج). سین جیم کردن. بازخواست کردن، مؤاخذه کردن. تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی صفحه ۱ از ۳ ۲ ۳ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود