شاکر
نویسه گردانی:
ŠAKR
شاکر. [ ک ِ ] (اِخ ) بطنی است از قبیله ٔ مسعود از اعقاب صلته ، که وابسته به شمر طوقه باشند و آن جزو قبایل شَمَّر نجد بوده اند که قسمتی از ایشان بعراق و شام مهاجرت کردند. (از معجم قبایل العرب از عشایر العراق عزاوی ص 241 و غیره ).
واژه های همانند
۳۰ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
علی شاکر. [ ع َ ک ِ ] (اِخ ) (علی رضا...) ابن محمد شاکر. رجوع به علیرضا شاکر شود.
شاکِرِ جَلّاب شاعر فارسیزبانی است که در میانه سده چهارم هجری میزیسته است. جلاب به عربی معنای بردهفروش میدهد. منبع https://web.archive.org/web/2014...
شاکر جرکسی . [ ک ِ رِ ج ِ ک َ ] (اِخ ) رجوع به علی بن الحسین الشاکر شود.
شاکر حنبلی .[ ک ِ رِ حَم ْ ب َ ] (اِخ ) فرزند راغب حنبلی در سال 1876 هَ . ق . متولد شد و در سال 1378 هَ . ق . در دمشق درگذشت . تحصیلات خود را در ...
حسین شاکر. [ ح ُ س َ ک ِ ] (اِخ ) ابن مصطفی بن حسین رومی حنفی ملقب به شاکر فقیه شاعر. و قاضی و مدرس حلب بود و در 1156 هَ . ق . 1743/ م . د...
شاکر دزفولی . [ ک ِ رِ دِ ] (اِخ ) متخلص به شاکر. نام او نصراﷲتراب بن مولی فتحعلی دزفولی از شاگردان شیخ مرتضی انصاری است . در سال 1311 هَ ...
علیرضا شاکر. [ ع َ رِ ک ِ ] (اِخ ) ابن محمد شاکر. وی درجه ٔ فریق (سپهبدی ) داشت . او راست : القول السدید فی حرب الدولةالعلیة مع الیونان سنة 1897...
شاکر اصفهانی . [ ک ِ رِ اِ ف َ ] (اِخ ) نام او محمدقلی بک متخلص به شاکر از تبریزیان ساکن عباس آباد اصفهان بود و در فن زرگری و نقاشی بی مثل ...
ابن اخی شاکر. [اِ ن ُ اَ ک ِ ] (اِخ ) یکی از رؤسای متکلمین زندقه (مانویه ) که به اسلام تظاهر می کرده است . (ابن الندیم ).
محمد ابن شاکر (۱۲۸۷م-۱۳۶۳م) تاریخنگار و کاتب عرب بود.[۱] در بازرگانی کتاب دستی داشت، از این رو به کُتبی نیز شهرت یافت. آثار عیون التواریخ: مجموعه زند...