اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ضدن

نویسه گردانی: ḌDN
ضدن . [ ض َ ] (ع مص ) اصلاح کردن و آسان گردانیدن چیزی را. (منتهی الارب ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۸۶۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۸ ثانیه
تکیه زدن . [ ت َ ی َ / ی ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) تکیه دادن . تکیه کردن . (ناظم الاطباء). پشت دادن : من فریفته گشته ، به جهل تکیه زده به قول ...
جرگه زدن . [ ج َ گ َ / گ ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) حلقه زدن .حوزه درست کردن . مجلس ساختن . و رجوع به جرگه شود.
برهم زدن . [ ب َ هََ زَ دَ ] (مص مرکب ) یکی را بر دیگری زدن . اصطدام . تصادم . (از منتهی الارب ) : نه دستی کین جرس برهم توان زدنه غمخواری ...
برون زدن . [ ب ِ / ب ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) بیرون زدن .- خیمه به صحرا برون زدن ؛ بدشت آمدن . بخارج آمدن . سراپرده در خارج شهر افراشتن : خیل...
پتمار زدن . [پ ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) چون بوتیمار سر در میانه ٔ دو شانه فرو بردن . محزون نشستن . رجوع به بوتیمار شود.
بشکن زدن . [ ب ِ ک َ زَ دَ ] (مص مرکب ) انگشت زدن . برآوردن آواز بقصد شادی از گذرانیدن سرانگشت انسی ابهام بر سر انسی میانین بسختی و شدت . ...
جفتک زدن . [ ج ُ ت َ زَ دَ ] (مص مرکب )جفته انداختن . جفتک انداختن . رجوع به همین لغات و نیز رجوع به اسکیزیدن و آلیزیدن و لگد انداختن شود...
جفته زدن . [ ج ُ ت َ / ت ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) آلیزیدن . اسکیزیدن . جفتک زدن . جفتک انداختن . لگد زدن ستور با دو پا. لگد پراندن ستور با دو پا از ...
جفتی زدن . [ ج ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) جفت شدن حیوانات باشد. || کنایه از جماع و مباشرت است . (برهان ). رجوع به جفت شدن و جفتی شود.
جرعه زدن . [ ج ُ ع َ / ع ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) یک آشام آب یا شراب نوشیدن : در ته دوزخ ز شوق جرعه ٔ کوثر زدن بر لب کوثر ز شرم حسرت نم داشت...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.