اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عباد

نویسه گردانی: ʽBAD
عباد. [ع ِ ] (ع اِ) ج ِ عبد. بندگان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به عبد شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۹ ثانیه
بداغ آباد. [ ب ُ] (اِخ ) دهی از بخش فلاورجان شهرستان اصفهان است که 270 تن سکنه دارد. (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 10).
بداغ آباد. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی از بخش صفی آباد شهرستان سبزوار است که 753 تن سکنه دارد. (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).
برزش آباد. [ ب ُ زِ ](اِخ ) دهی است از دهستان تبادکان بخش حومه ٔ شهرستان مشهد. سکنه 451 تن . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
برزل آباد. [ ب ُ زُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مایوان بخش حومه ٔ شهرستان قوچان . سکنه ٔ آن 631 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
برغن آباد. [ ب َ غ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه . سکنه ٔ آن 182 تن . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).
باقل آباد. [ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش دیوان دره ٔ شهرستان سنندج که در 6 هزارگزی شمال حسین آباد بر کنار راه شوسه ٔ فعلی س...
باقل آباد. [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج که در 26 هزارگزی شمال خاوری رزاب و 14 هزارگزی جنوب باختری ...
باقی آباد. (اِخ ) دهی است از دهستان میانکوه بخش مهریز شهرستان یزد که در 18 هزارگزی باختر مهریز و22 هزارگزی راه شوسه ٔ یزد به انار واقع است ...
انجم آباد. [ اَ ج ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش شهریار شهرستان تهران با 554 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، انگور، سیب زمینی و چغندر...
ایمن آباد. [ م ِ ] (اِ مرکب ) محل بی بیمی و بی خطری . جای امن وآسایش . موضع امن و راحت . (فرهنگ فارسی معین ).مقام امن . (شرفنامه ). جای امن ....
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.