اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عباد

نویسه گردانی: ʽBAD
عباد. [ع ِ ] (ع اِ) ج ِ عبد. بندگان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به عبد شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۸۹ ثانیه
بادی آباد. (اِخ ) نام محلی در کنار راه نطنز بمورچه خورت میان حسن آباد و رحمت آباد در 18500 گزی نطنز.
باعلی آباد. [ ع َ ] (اِخ ) نام آبادی است نزدیک کرمان که ایجاد آن منسوب به ابوعلی بن الیاس حاکم زمان سامانی در کرمان است .رجوع شود به ...
افضل آباد. [اَ ض َ ] (اِخ ) دهی از دهستان القوراست بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو. کلاته ٔ محمدبیک ، کلاته ٔ پائی...
افضل آباد. [اَ ض َ ] (اِخ ) دهی از دهستان قصبه بخش حومه ٔ شهرستان سبزوار. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 شود.
افضل آباد. [ اَ ض َ ] (اِخ ) دهی از دهستان قیس آباد بخش شوسف شهرستان بیرجند. سکنه ٔ آن 155 تن است . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات . شغل اه...
افضل آباد. [ اَ ض َ ] (اِخ ) دهی از دهستان زاوه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 شود.
افضل آباد. [ اَ ض َ ] (اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 شود.
اکرم آباد. [ اَ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان کله سوز بخش مرکزی شهرستان میانه . سکنه ٔ آن 132 تن آب آن از چشمه و محصول عمده ٔ آنجا غلات است . ...
اکین آباد.[ اَ ] (اِخ ) دهی از دهستان مهرانرود بخش بستان آبادشهرستان تبریز. سکنه ٔ آن 272 تن . آب از چشمه . محصول عمده ٔ آنجا غلات . (از فرهنگ ...
الفت آباد. [ اُ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد در یکهزارگزی شمال باختری نورآباد کنار خاوری راه شوسه ٔ خر...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.