اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عباد

نویسه گردانی: ʽBAD
عباد. [ع ِ ] (ع اِ) ج ِ عبد. بندگان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به عبد شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۴۸ ثانیه
جمال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) نام محلی است کنار راه زنجان و میانه ، میان نوروزآباد و میانج در 419400گزی تهران . (یادداشت مؤلف ).
جمال آباد. [ ج َ ] (اِخ )ازتوابع هشون کرمان است . (مرآت البلدان ج 4 ص 265).
جمال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) از توابع دشت آب کرمان است . (مرآت البلدان ج 4 ص 265).
جمال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) ازقرای حومه ٔ شیراز است . (مرآت البلدان ج 4 ص 264).
جمال آباد. [ ج َ ] (اِخ )دهی است در یک فرسنگی میانه ٔ جنوب و مشرق ارسنجان . (فارسنامه ). از قرای بلوک ارسنجان فارس است . (مرآت البلدان ج ...
جمال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) از مزارع بلوک سار کاشان است . (مرآت البلدان ).
جمال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) از مزارع حومه ٔ کاشان است . (مرآت البلدان ج 4 ص 264).
جمال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است در آخر خاک خمسه و اول آذربایجان . (مرآت البلدان ج 4 ص 264).
جمال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) از قرای سبزوار، هوایش ییلاقی ، آبش از قنات ، این ده دوازده خانوار سکنه دارد.(مرآت البلدان ج 4 ص 264). دهی از دهس...
جمال آباد. [ ج َ ] (اِخ )از قرای براکوه قاینات است ، قدیم النسق . این ده تقریباً یکصد تن سکنه دارد. (مرآت البلدان ج 4 ص 264).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.