اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عباد

نویسه گردانی: ʽBAD
عباد. [ع ِ ] (ع اِ) ج ِ عبد. بندگان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به عبد شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۱۴ ثانیه
جهان آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است جزء بلوک کلاته ٔ دهستان مرکزی بخش میامی شهرستان شاهرود. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 شود.
جهان آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان همت آباد شهرستان بروجرد. جلگه و معتدل است . سکنه ٔ آن 440 تن . آب آن از رودخانه و قنات و محصول ...
جلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای بلوک خفرک و مرودشت فارس . (مرآت البلدان ).
جلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای بلوک جویم و بیدشهر فارس . (مرآت البلدان ).
جلال آباد. [ ج َ ] (اِخ )دهی جزء دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع در 20هزارگزی شمال باختر معلم کلایه و 48هزارگزی راه عموم...
جلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان فراهان علیا بخش فرمهین شهرستان اراک واقع در شش هزارگزی شمال باختر فرمهین و شش هزارگزی راه ما...
جلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در 19هزارگزی شمال باختری الیگودرز و هفت هزارگزی شمال باخ...
جلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هرم و کاریان بخش مرکزی شهرستان لار واقع در سی هزارگزی جنوب باختری لار و شمال کوه یاسین .این د...
جلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان و بخش خفر شهرستان جهرم واقع در چهارده هزارگزی جنوب خاور باب انار و سه هزارگزی شمال شوسه ٔ جهرم ...
جلال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کنارشهر بخش بردسکن شهرستان کاشمر و در 18هزارگزی جنوب باختری بردسکن و سر راه مالرو عمومی بردسکن ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.