گفتگو درباره واژه گزارش تخلف علی نویسه گردانی: ʽLY علی . [ ع َل ْی ْ ] (اِخ ) موضعی است در جبال هذیل . و در شعر امیةبن ابی عائذ آمده است : لمن الخیام بعلی فالاحراص فالسودتَین فمجمع الابواص .(از معجم البلدان ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۸۳ ثانیه واژه معنی علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن حسن بن علی بن لطف اﷲ حسینی قنوجی بخاری ، مشهور به صدیق حسن . رجوع به علی قنوجی شود. علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن حسین بن محمدبن محمد حسینی عاملی جزینی ، مشهور به صائغ. رجوع به علی صائغ شود. علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن خلف بن عبدالمطلب بن حیدربن محمدبن فلاح موسوی حسینی مشعشعی حویزی . محدث و مفسر و ادیب . رجوع به ... علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن خلیفه ٔ حسینی مالکی . او راست : الریاض الخلیفیة، که منظومه ای است نونی و در آخر جمادی الثانی سال 11... علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن زین العابدین بن هاشم عراقی حسینی فاسی ، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی عراقی شود. علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن سعیدبن سعدبن زیدبن محسن حسینی طالبی . از اشراف مکه . رجوع به علی طالبی (ابن سعیدبن ...) شود. علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن عبدالحسین بن سلطان موسوی حسینی . رجوع به علی موسوی شود. علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن عبدالقادربن محمدبن یحیی بن مجدالدین طبری حسینی شافعی مکی . رجوع به علی طبری شود. علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن عبدالکریم بن علی بن محمدبن علی بن عبدالحمید حسینی علوی نیلی نجفی ، مشهور به نسابة و مکنّی به اب... علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابی بکربن علی بن ابراهیم بن علی بن عدنان حسینی دمشقی حنفی ، مشهور به نقیب الاشراف . رجوع ... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۳۳۲ ۳۳۳ ۳۳۴ ۳۳۵ ۳۳۶ صفحه ۳۳۷ از ۵۸۰ ۳۳۸ ۳۳۹ ۳۴۰ ۳۴۱ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود