گفتگو درباره واژه گزارش تخلف علی نویسه گردانی: ʽLY علی . [ ع َل ْی ْ ] (اِخ ) موضعی است در جبال هذیل . و در شعر امیةبن ابی عائذ آمده است : لمن الخیام بعلی فالاحراص فالسودتَین فمجمع الابواص .(از معجم البلدان ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۸۸ ثانیه واژه معنی علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن مهدی بن رضابن احمدبن حسین بن حسن طالقانی حسینی نجفی ، مشهور به میر حکیم . رجوع به علی طالقانی ... علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن ناصربن علی حسینی ، ملقّب به صدرالدین و مکنّی به ابوالحسن (575 - 622هَ . ق .) مورخ بود. او راست :... علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن نصربن هارون بن ابی القاسم حسینی یا موسوی تبریزی ، ملقّب به معین الدین یا صفی الدین ومتخلص به قا... علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن نظام الدین حسنی حسینی ، ملقّب به صدرالدین . رجوع به علی حسنی شود. علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن نقی بن جوادبن مرتضی حسینی طباطبایی بروجردی . رجوع به علی طباطبایی شود. علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن نوح حسینی واسطی بلکرامی هندی حنفی ، مشهور به غلامعلی آزاد. رجوع به غلامعلی آزاد شود. علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) اسعد، مکنّی به ابومحمد. رجوع به علی اسعد شود. علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) (میر...) تبریزی . خطاط، ملقّب به ظهیرالدین قدوةالکتاب و مشهور به واضع. رجوع به علی تبریزی (حسینی ...)... علی حسینی علی حسینی . [ ع َ ی ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) نجفی حسینی اشراباذی شیعی ، ملقّب به شرف الدین . رجوع به علی نجفی شود. علی حواری علی حواری . [ ع َ ی ِ ح ِ ] (اِخ ) ابن عثمان حواری خلیلی ، ملقّب به علاءالدین . رجوع به علی خلیلی شود. تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۳۳۴ ۳۳۵ ۳۳۶ ۳۳۷ ۳۳۸ صفحه ۳۳۹ از ۵۸۰ ۳۴۰ ۳۴۱ ۳۴۲ ۳۴۳ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود