علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن التمش ، ملقب به جلال الدین . وی حاکم قنوج بود و در ماه شعبان سال 645 هَ . ق .هنگامی که برادرش سلطان ناصرالدین محمودبن شمس الدین التمش به فتح ولایت میان دوآب مبادرت کرد همراه وی بود و پس از پایان جنگ و جدال ، ناصرالدین محمود ایالت کهتل را به برادر خود جلال الدین علی تفویض کرد، ولی جلال الدین علی بر اثر برخی توهمات از راه کوهستان بجانب لاهور فرار کرد. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 624).
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۲.۴۵ ثانیه
علی بلکرامی . [ ع َ ی ِ ب ِ ل ِ ] (اِخ ) ابن نوح حسینی واسطی بلکرامی هندی حنفی ، مشهور به غلام علی آزاد. رجوع به غلام علی آزاد شود.
علی تلمسانی . [ ع َ ی ِ ت ِ ل ِ ] (اِخ ) ابن ثابت بن سعیدبن علی بن محمدبن علی بن سعید تلمسانی قرشی اموی . عالم در اصول دین و حدیث و تاریخ...
علی تلمسانی . [ع َ ی ِ ت ِ ل ِ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان تلمسانی . متوفی در سال 557 هَ . ق . وی عهده دار قضاء در تلمسان بود.او راست : المقتضب الا...
علی تیتلاوی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن محمد تیتلاوی . ریاضی دان بود. او را رساله ای است در حساب که در سال 1150 هَ . ق . از تألیف آن فراغت یا...
علی پیشاوری . [ ع َ ی ِ وُ ] (اِخ ) ابن طالب هندی پیشاوری (علی رضا...). رجوع به علی رضا (ابن طالب ...) شود.
علی ترکمانی . [ ع َ ی ِ ت ُ ک َ ] (اِخ ) ابن آیبک ترکمانی صالحی ، ملقّب به نورالدین و منصور. دومین تن از ممالیک بحری در مصر و شام . رجوع ب...
علی ترکمانی . [ ع َ ی ِ ت ُ ک َ ] (اِخ ) ابن عثمان بن ابراهیم بن مصطفی بن سلیمان ماردینی حنفی ترکمانی ، ملقّب به علاءالدین و مشهور به ابن ...
علی ترکمانی . [ ع َ ی ِ ت ُ ک َ ] (اِخ ) ابن عمربن قزل بن جلدک ترکمانی ، مشهور به مشد و مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به سیف الدین . رجوع به ...
علی ترکمانی . [ ع َ ی ِ ت ُ ک َ ] (اِخ ) ابن محمد سالم بن ولی الدین ترکمانی الاصل دمشقی حنفی . فقیه بود و در دمشق متولد شد و در سال 1108 هَ ....
علی برتوانی . [ ع َ ی ِ ؟ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمدبن عبداﷲبن نصیرالدین بن ملکان برتوانی حنفی . فقیه بود و در سال 874 هَ . ق . درگذشت . او راس...