اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

غرن

نویسه گردانی: ḠRN
غرن . [ غ َ رَ ] (اِ) بانگ و دمدمه و نوحه در وقت گریستن . (برهان قاطع)(آنندراج ). بانگ نوحه و گریستن . مخفف غرنگ . (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ). بانگ و دمدمه ٔ گریستن بود در گلو. (فرهنگ اسدی ) (از جهانگیری ) (از اوبهی ) :
دو دستم به سستی چو پوده ۞ پیاز
دو پایم معطل ، دو دیده غرن .

بوالعباس عباسی (از فرهنگ اسدی ).


ومعلوم نیست این بیت چگونه شاهد این معنی است و غرن که صفت دو دیده است چگونه معنی بانگ گریستن میدهد.
اگر نه تربیت و اصطناع شاه بدی
ملوک عصر ۞ بدندی همیشه جفت غرن .

شمس فخری (از رشیدی ) (از آنندراج ) (از جهانگیری ) (از انجمن آرا).


|| گریه ٔ درگلو پیچیده . (برهان قاطع) (آنندراج ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳۳ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۰ ثانیه
لینش قرن . [ ] (معرب ، اِ) به یونانی قلب است . (فهرست مخزن الادویه ).
قرن باعر. [ ق َ ؟ ] (اِخ )قلعه ای است در یمن . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).
قرن آباد. [ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان استرآبادرستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان در 15000 گزی خاور گرگان . موقع جغرافیایی آن دشت معتدل مر...
اویس قرن . [ اُ وَ س ِ ق َ رَ ] (اِخ ) یکی از تابعیان است : کجاست جابر انصار و کو اویس قرن ابوعبیده ٔ جراح و مالک اژدر [ اشتر ]. ناصرخسرو.رجوع...
کهربا است و نزد بعضی بسد و مرجان است .
و قرن الثور به معنی شاخ گاو و نیز قرن الثور به معنی حلبه یابسه آمده است .
شاخ بز را گویند .
قرن الذهاب . [ ق َ نَذْ ذُ ] (اِخ ) نام جائی است . (معجم البلدان ).
قرن الشیطان . [ ق َ نُش ْ ش َ ] (ع اِ مرکب ) قرناالشیطان . گروه او. || پیروان رأی او. || توانائی و انتشار و پراکندگی و چیرگی و غلبه ٔ او. ...
دو قرن سکوت کتابی نوشته عبدالحسین زرین‌کوب درباره سرگذشت ایران در دو سدهٔ نخست پس از سلطهٔ اعراب است. نام کتاب به خفقان و سکوت حاکم بر ایران در آن دو ...
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۴ ۴ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.