غیاص
نویسه گردانی:
ḠYAṢ
غیاص . (ع مص ) در آب فروشدن . (منتهی الارب ). فرورفتن در آب . زیر آب رفتن . غوص . غیاصة. مَغاص . (از اقرب الموارد). رجوع به غوص و غیاصة شود.
واژه های همانند
۲۶۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه
قیاس مقاومت . [ س ِ م ُ وِ م َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (اصطلاح منطق ) هرگاه قیاسی منتج حکمی باشد و خواهند که منع آن قیاس کنند به ایراد ق...
قیاس مساوات . [ س ِ م ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (اصطلاح منطق ) عبارت از نوع قیاسی است که مرکب از دو قضیه باشد که متعلق محموله مقدمه ٔ ...
قیاس مستقیم . [ س ِ م ُ ت َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح منطق ) قیاسی در مقابل قیاس خلف . رجوع به قیاس خلف شود.
قیاس غیرکامل . [ س ِ غ َ / غ ِ رِ م ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) آن بود که محتاج بیانی بود و بنفسه بین نباشد. (فرهنگ فارسی معین از اساس الا...
قیاس اولویت . [ س ِ اَ / اُو ل َ وی ی َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فقه ) هرگاه حکم یک موضوع درقوانین موضوعه ذکر شده باشد، و حکم موض...
قیاس فی نفسه . [ س ِ ن َ س ِه ْ ](ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) قیاسی است که مقدمات آن فی نفسه صادق و اعرف نزد عقلا باشد از نتیجه و نحوه ٔ تألیف ...
ضمیر اول شخص جمع (متکلم معالغیر)
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
قیاس اقترانی . [ س ِ اِ ت ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) اقترانی آن بود که نتیجه و نقیض آن هیچکدام بالفعل در قیاس مذکور نبود و استثنائی آن بو...
نگارش این لغت اشتباه است ودرست آن قیاس مع الفارق به معنی مقایسه دو بدون هیچگونه اشتراک وتشابه می با شد.