گفتگو درباره واژه گزارش تخلف غیر نویسه گردانی: ḠYR غیر. (اِ) جوششی باشد که در اعضا پهن شود و بشره را سرخ گرداند و آن را به عربی شَری ̍ ۞ خوانند. (برهان قاطع) (آنندراج ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۵۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه واژه معنی غیر قابل فهم همتای پارسی این عبارت عربی، این است: نابیاپی nābyāpi (پیشوند نایش نا و بیاپ؛ سغدی: فهم با پسوند شایستگی ی) ابوبنات غیر ابوبنات غیر. [ اَ بو ب َت ِ غ َ ] (ع ص مرکب ) سخت دروغزن . کذّاب . (المزهر). غیر قابل توجه همتای پارسی این عبارت عربی، این است: انامسایی anāmsāi (پیشوند نایش پهلوی اَن و آمسا: توجه؛ سغدی با پسوند شایستگی ایی) غیر قابل تصور همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: ناپنداشتنی (دری) ناهیشمری nāhiŝmari (پیشوند نا و اوستایی هیشمر و پسوند شایستگی ی) غیر قابل عبور همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: گذر ناپذیر (دری) نابتیری nābtiri (پیشوند نا با سغدی abtir: عبور؛ با پسوند شایستگی ی) غیر قابل نفوذ همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: تربن tarbon (دری) رخنه ناپذیر (دری) غیر قابل تحمل همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: ناپایابی، جانکاه، برنتافتنی (دری) واعظ غیر متعظ آن شخصی است که، آنچه به دیگران توصیه می کند، خودش به آن عمل نمی کند. حافظ شیرین سخن در این باره می گوید: واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند -... غیر قابل تشخیص همتای پارسی این سه واژه ی عربی، این است: ناسهن nāsahen (مانوی) غیر قابل اثبات این سه واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ میلاگ نشدنی 2ـ منتیا نشدنی. (برای ریشه شناسی نگاه کنید به اثبات)* تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱ ۲ ۳ صفحه ۴ از ۶ ۵ ۶ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود