قارن
نویسه گردانی:
QARN
قارن . [ رَ ] (اِخ ) ابن قباد نام پسر قباد و برادر انوشیروان که پادشاهی طبرستان وآن حدود او را بود. (مجمل التواریخ و القصص ص 36).
واژه های همانند
۲۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
قارن . [ رَ ] (اِخ ) ابن شروین . وی پدر شهریار ششمین فرمانروا از سلسله ٔ کیوسیه ٔ آل باوند طبرستان بود. (از ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ...
قارن . [رَ ] (اِخ ) ابن شهریار، هشتمین از حکام و فرمانروایان دسته ٔ کیوسیه ٔ آل باوند که در مازندران 30 سال فرمانروائی داشت . (ترجمه ٔ مازندرا...
قارن . [ رَ ] (اِخ ) ابن کاوه . پسر کاوه ٔ آهنگر که یکی از امرای عجم بود و در زمان فریدون به اهتمام او چین مفتوح شد. (مجمل التواریخ والقص...
قارن . [ رَ ] (اِخ ) ابن گرشاسف . از امرای طبرستان است . وی به سال 521 هَ . ق . از دژاروهین در برابر حمله ٔ بادغاش که یکی از سرداران سلطان ...
قارن . [ رَ ] (اِخ ) ابن گشسب یکی از نجبای ایران (ولف ص 619). معاصر یزدگرد بزه گر : چو گستهم کو پیل کشتی بر اسب دگر قارن گرد پور گشسب .(شاهنا...
قارن . [ رَ ] (اِخ ) ابن وندا هرمزد. یکی از حکام و فرمانروایان آل قارن وند است که 40 سال حکومت داشته است . (ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابی...
قارن . [ رَ ] (اِخ ) (اسپهبد...) ۞ مورخان نوشته اند مال و مکنت ابومسلم را استادسیس برگرفت و از وی به چنگ سپهبد قارن افتاد. (پاورقی مجمل ...
قارن . [ رَ ] (اِخ ) کوه ... نام کوهی است در مازندران . (حبیب السیر خیام ج 2 ص 417). و آن را به این ملاحظه که ملک الجبال لقب داشته کوه ق...
قارن . [ رَ ] (اِخ ) کوه ... نام کوهی است که در ناحیه ٔ بختیاری چهارلنگ واقع و در یک فرسخی آن دریاچه ٔ کوچکی به عرض و طول هزارگز است .
قارن وند. [ رَ وَ ] (اِخ ) نام طایفه ای است که سوخرائیان یا قارن وند خوانده میشدند. این خاندان در جبال طبرستان تقریبا 274 سال حکومت داشتند...