قلقلة
نویسه گردانی:
QLQL
قلقلة. [ ق َ ق َ ل َ ] (ع اِ) (حروف ...) پنج حرف است و آن عبارت است از قاف و طاء و باء و جیم و دال که در کلمه ٔ قطب جد یا قد طبج گرد آمده است .(از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). یکی از تقسیمات حروف هجاست و حروف قلقله عبارت است از قاف و دال مهمله و طاء مهمله و باء و جیم . مبرد گوید: قاف از آنها نیست بلکه کاف جزو آنهاست . (کشاف اصطلاحات الفنون چ اقدام 1317 هَ . ق . ص 355). رجوع به حروف قلقله شود.
واژه های همانند
۱۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
حروف قلقله . [ ح ُ ف ِ ق َ ق َ ل َ / ل ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حروف مجهوره ٔ شدیده را حروف قلقله نامند، چه در تلفظ آنها شدت با فشار توأم...
قلقله دشت حر. [ ق ُ ق ُ ل َ دَ ح ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاه ، واقع در 84هزارگزی جنوب خاوری ده شیخ . ...
غلغله افتادن . [ غ ُ غ ُل َ / ل ِ اُ دَ ] (مص مرکب ) شور و غوغا افتادن . غریوافتادن . فریاد و هیاهوی بسیار واقع شدن . رجوع به غُلغُلَه شود : و ...
غلغله افکندن . [ غ ُغ ُ ل َ / ل ِ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) یا غلغله فکندن ، شور و غوغا افکندن . فریاد و هایهوی برآوردن . غریو کردن . بانگ و آواز بر...
غلغله انداختن . [ غ ُ غ ُ ل َ / ل ِ اَ ت َ ](مص مرکب ) غلغله افکندن . شور و غوغا افکندن . فریاد و هایهوی برآوردن . بانگ و آواز برآوردن : عاقبت ...