اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

قلقله

نویسه گردانی: QLQLH
قلقله . [ ق ُ ق ُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میرده بخش مرکزی شهرستان سقز، واقعدر 53هزارگزی جنوب باختری سقز و 8 هزارگزی جنوب پیرعمران ، موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است . سکنه ٔ آن 110 تن ، آب آن از چشمه و محصول آن غلات ، لبنیات ، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
قلقله . [ ق ُ ق ُ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان تورجان بخش بوکان شهرستان مهاباد، واقع در 30هزارگزی جنوب باختری بوکان و 22500گزی باختری شو...
قلقله . [ ق ُ ق ُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش حومه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 24هزارگزی شمال باختر سنندج و 12هزارگزی شمال شو...
قلقله . [ ق ُ ق ُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 48هزارگزی شمال خاوری سنندج و 6 هزارگزی جنوب سی و...
قلقله . [ ق ُ ق ُ ل َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مرکزی بخش مریوان شهرستان سنندج ، واقع در26هزارگزی شمال باختری دژ شاهپور. سکنه ٔ آن 4...
حرف قلقله . [ ح َ ف ِ ق َ ق َ ل َ / ل ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به حروف قلقله شود.
حروف قلقله . [ ح ُ ف ِ ق َ ق َ ل َ / ل ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حروف مجهوره ٔ شدیده را حروف قلقله نامند، چه در تلفظ آنها شدت با فشار توأم...
قلقله دشت حر. [ ق ُ ق ُ ل َ دَ ح ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاه ، واقع در 84هزارگزی جنوب خاوری ده شیخ . ...
جشن هالووین
قلقلة. [ ق َ ق َ ل َ ] (ع مص ) بانگ کردن . (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ). || جنبانیدن . || زدن . (منتهی الارب ) (اقرب...
قلقلة. [ ق َ ق َ ل َ ] (ع اِ) (حروف ...) پنج حرف است و آن عبارت است از قاف و طاء و باء و جیم و دال که در کلمه ٔ قطب جد یا قد طبج گرد آمده...
« قبلی صفحه ۱ از ۲ ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.