قلقله
نویسه گردانی:
QLQLH
قلقله . [ ق ُ ق ُ ل َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مرکزی بخش مریوان شهرستان سنندج ، واقع در26هزارگزی شمال باختری دژ شاهپور. سکنه ٔ آن 40 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
واژه های همانند
۱۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه
قلقله . [ ق ُ ق ُ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان تورجان بخش بوکان شهرستان مهاباد، واقع در 30هزارگزی جنوب باختری بوکان و 22500گزی باختری شو...
قلقله . [ ق ُ ق ُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش حومه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 24هزارگزی شمال باختر سنندج و 12هزارگزی شمال شو...
قلقله . [ ق ُ ق ُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 48هزارگزی شمال خاوری سنندج و 6 هزارگزی جنوب سی و...
قلقله . [ ق ُ ق ُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میرده بخش مرکزی شهرستان سقز، واقعدر 53هزارگزی جنوب باختری سقز و 8 هزارگزی جنوب پیرعمران ،...
حرف قلقله . [ ح َ ف ِ ق َ ق َ ل َ / ل ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به حروف قلقله شود.
حروف قلقله . [ ح ُ ف ِ ق َ ق َ ل َ / ل ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حروف مجهوره ٔ شدیده را حروف قلقله نامند، چه در تلفظ آنها شدت با فشار توأم...
قلقله دشت حر. [ ق ُ ق ُ ل َ دَ ح ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاه ، واقع در 84هزارگزی جنوب خاوری ده شیخ . ...
قلقلة. [ ق َ ق َ ل َ ] (ع مص ) بانگ کردن . (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ). || جنبانیدن . || زدن . (منتهی الارب ) (اقرب...
قلقلة. [ ق َ ق َ ل َ ] (ع اِ) (حروف ...) پنج حرف است و آن عبارت است از قاف و طاء و باء و جیم و دال که در کلمه ٔ قطب جد یا قد طبج گرد آمده...