گاو
نویسه گردانی:
GAW
گاو. (اِ) از پیمانه ها معادل دوپرثنها (پرسنگ ). (ایران باستان ص 1498).
واژه های همانند
۱۱۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
گاو فریدون . [ وِ ف ِ ] (اِخ ) گاوی بود که فریدون به هنگام کودکی شیر آن را در مازندران میخورد و در بزرگی بر آن سوار میشد و آن را برمایه و ب...
گاو قربانی . [ وِ ق ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) گاوی که او را قربان کنند. گاوی که آن را در راه خدا کشند : مرد قصاب از آن زرافشانی صید من شد...
تپاله ٔ گاو. [ ت َ ل َ / ل ِ ی ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب )سرگین گاو. رجوع به سرگین گاو و تپاله شود. || مجازاً نمونه ٔ چیزی بی اثر و خاصیت ر...
گاو خوش علف . [ وِ خوَش ْ / خُش ْ ع َ ل َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) گاوی که هر چه به دهن او رسد خورد. (مثل ...) رجوع به گاو شود.
صادقای گاو. [ دِ ی ِ ] (اِخ ) رجوع به صادق (میرزا...) شود.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
گل گاوزبان ایرانی (نام علمی: Echium amoenum) یکی از گونههای سردهٔ گاوزبان است.[۱] این گیاه، یکی از گیاهان دارویی بسیار مهم در طب سنتی ایرانی است.[۲] ...
این سپار به معنی گاو آهن هم پهلوی است؟ سُپار دیگر [1] گاوآهن که زمین شکافند، لبیبی گفت: ترا گردن در بسته بیوغ و گرنه نروی راست با سپار[2] بله، «سُپار»...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.