اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

لطائف

نویسه گردانی: LṬAʼF
لطائف . [ ل َ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لطیفة. لطایف :
این لطائف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید.

حافظ.


- لطائف ستة ؛ صاحب آنندراج گوید: مقرر است که سالک به مراتب علیا و معرفت واصل نمیگردد تا این شش لطیفه او راروشن نگردد اول لطیفه ٔ نفس است ، محل آن ناف باشد، دوم لطیفه ٔ قلب است و محل آن دل است که جانب یسار است ، سوم لطیفه ٔ روح است که محل آن در سینه جانب یمین است ، چهارم لطیفه ٔ سر است ، محل آن فم معده که مابین یمین و یسار سینه است ، پنجم لطیفه ٔ خفیه است که محل آن در پیشانی باشد، ششم لطیفه ٔ اخفی است که محل آن درقحف است و اینها را اطوار ستة نیز گویند.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
لطائف الحیل . [ ل َ ءِ فُل ْ ی َ ] (ع اِ مرکب ) لطایف الحیل . حیله های نیک .
لطایف . [ ل َ ی ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لطیفة. لطائف . لطیفه ها. رجوع به لطیفه شود : ابوالمظفر رئیس غزنین نایب پدرش خواجه علی به پروان پیش آمد...
همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نرمنس narmanas (سنسکریت) تتاران tatārān (سنسکریت: tattārey با پسوند جمع آن). ***فانکو آدینات 09163657861
لطایف الحیل . [ ل َ ی ِ فُل ْ ی َ ] (ع اِ مرکب ) لطائف الحیل . لطایف حیل . حیله های باریک و لطیف . (غیاث ) : چنان رفق نمود (آلتونتاش ) و لطایف ...
همتای پارسی این ترکیب عربی، اینهاست: نیرنگ های پیچیده (دری) ترفندهای هوشمندانه یا زیرکانه (دری)
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.