لطف
نویسه گردانی:
LṬF
لطف . [ ل ُ ] (اِخ ) تخلص پنج تن از شعرای متأخر ایران : لطف علی بیک افشار، لطف علی خان داغستانی ، لطف اﷲ بخارایی ، لطف اﷲ حکیم ، و هم تخلص شاعر دیگری که شرح حال وی به دست نیامد و این شعر او راست :
مجنون به دشت بود و وصالش نصیب شد
من در حریم وصلم و محروم مانده ام .
رجوع به هر یک از اسامی فوق در ردیف خود شود. (قاموس الاعلام ترکی ).
واژه های همانند
۴۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
لطف علی آباد. [ ل ُ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان لاله آباد بخش مرکزی شهرستان بابل . دشت ، معتدل ، مرطوب و مالاریائی و دارای 30 تن سکنه . آب آن ...
لطف اﷲ توقاتی . [ ل ُ فُل ْ لا هَِ ] (اِخ )متخلص به لطفی . رجوع به لطفی مولانا لطف اﷲ... شود.
لطف اﷲ نیشابوری . [ ل ُ فُل ْ لا هَِ ن ِ ] (اِخ ) مولانا لطف اﷲ نیشابوری .سالکی آگاه و صاحب جاه . معاصر امیر تیمور و شاهرخ میرزا و از مخلصان شاه ن...
مسجد شیخ لطف ا. [ م َ ج ِ دِ ش َ / ش ِ ل ُ فُل ْ لاه ] (اِخ ) از مساجد و بناهای عهد صفوی در اصفهان . رجوع به اصفهان شود.
مسجد شیخ لطفالله (ساخته شده در ۱۶۰۲ - ۱۶۱۹ میلادی) یکی از مسجدهای تاریخی و شناخته شده شهر اصفهان است که در دوران صفویه بنا شدهاست. این مسجد شاهکاری ...
حلیمی، لطفاللّه بن یوسف، لغتشناس، فقیه ، شاعر و طبیب ایرانیتبار عثمانی در اواخر سده نهم بود. فهرست مندرجات ۱ - پیشینه ۲ - مناصب حلیمی ۳ - وفات ۴ - ...
غزلی با مطلع «چه لطف بود که ناگاه رشحهٔ قلمت»، غزل شمارهٔ ۹۳ از دیوانِ حافظ در تصحیحِ محمد قزوینی و قاسم غنی است. فهرست ۱ مفهوم و درونمایه ۲ وزن ۳ در...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.