ماهی
نویسه گردانی:
MAHY
ماهی . [ هی ی ] (ع ص نسبی ) نسبت است به ماء. مائی . ماوی . (از اقرب الموارد). آبی . (ناظم الاطباء). || هو ماهی الفؤاد؛ او ترسو و کندذهن است . (از اقرب الموارد). رجل ماهی الفؤاد؛ مرد بددل و ترسو و کندخاطر. (ناظم الاطباء).
واژه های همانند
۱۱۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۸ ثانیه
ماهی . (اِ) ترجمه ٔ سمک و حوت . (آنندراج ).حیوانی که در آب زیست دارد و دارای ستون فقری می باشد و به تازی حوت نامند. (ناظم الاطباء). در اوس...
ماهی . (ص نسبی ) منسوب به ماه یعنی قمری . || منسوب به ماه یعنی شهری . (ناظم الاطباء). || منسوب به ولایت ماه . مادی . و از آن است تفا...
ماهی . (ع ص ) ریزنده ٔ آب . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
ماهی . [ ی َ ] (ع جمله ٔ اسمیه ) کلمه ٔ عربی از «ما» و «هی » یعنی چه چیز است آن . (ناظم الاطباء).
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
فهرست آبزیان و فراوردههای دریایی • جراح ماهیان 1. جراح ماهی قهوهای • منقار ماهیان 1. منقار ماهی شکارچی • کفشک ماهیان چپرخ 1. کفشک پرلکه • خاروماهی...
پرندهماهیان یا ماهیان پرنده نام خانواهای از ماهیها متشکل از بیش از ۵۰ گونه است. ماهی پرنده در تمامی اقیانوسها به ویژه در آبهای مناطق حارهه ای اق...
مازماهیان (نام علمی: Anabantoidei) به گروهی از ماهیان بومی آبهای آفریقا و آسیا گفته میشود که دارای اندام مازمانندی (شبیه به هزارتو) شبیه به ریه هستن...
سوف صاعد (Anabas testudineus) گونهای از ماهیهای آب شیرین دوزیست از خانواده Anabantidae (گورامیهای صاعد) است. این ماهی که بومی آسیای دور و دارای آب ...