مجرا
نویسه گردانی:
MJRʼ
مجرا. [ م ُ ] (ع ص ) مُجری ̍ روان کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). روان شده و اجراشده . (ناظم الاطباء). ورجوع به مجری شود. || برآورده شده . (ناظم الاطباء). || تسلیم شده . (ناظم الاطباء). || (اِ) جای روان کردن . (غیاث ) (آنندراج ).
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
مجرا. [ م َ ] (ع اِ) مَجری ̍ جای روان شدن و جای جاری شدن . (غیاث ) (آنندراج ). محل جریان و محل روان شدن . (ناظم الاطباء). و رجوع به مجری ...
مجرع . [ م ُ رِ ] (ع ص ) ناقة مجرع ؛ ناقة اندک شیر. ج ، مجارع ، مجاریع. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مجرع . [ م ُ ج َرْ رَ ](ع ص ) رسنی که یک تاه آن تافته تر باشد. (آنندراج ) (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ریسمان یا زهی که یک تاه آن ...
مجرع . [ م ُ ج َرْ رِ ] (ع ص ) فروخوراننده ٔ خشم و جز آن . (از آنندراج ). آن که سبب می شود آشامیدن آب و فروخوردن خشم را. (ناظم الاطباء) (از م...