اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مستار

نویسه گردانی: MSTAR
مستار. [ م َ ] (اِ) مشتار. (برهان ). گیاهی است دوائی که بوی خوش دارد و در غایت تلخی و آن را مروه نیز گویند. (جهانگیری ). گیاهی است دوائی و بوی خوشی دارد و در غایت تلخی هم هست و آن را مرو گویند. (برهان ). به هندی افسنتین است . (مخزن الادویه ) :
اگر خواهی ز تب زنهار زنهار
کفی از داروی مستار دست آر.

ملامحمد تانیسری (از آنندراج ).


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
مستار. [ م ُ ](اِ) مسطار. مصطار. شرابی که از غایت قوت خورنده رابه زمین اندازد. (انجمن آرا) (آنندراج ). خمر نارسیده . (مخزن الادویه ). شراب تا...
مستعر. [ م ُ ت َ ع ِرر ] (ع ص ) نعت فاعلی از استعرار. حرب درگیرنده . (ناظم الاطباء). جنگی که بین مردم درگیر شده باشد. (اقرب الموارد). درگیر...
مسطار. [ م ِ / م ُ ] (ع اِ) نوعی از می که خورنده را بر زمین افکند یا شراب ترش یا شراب تلخ و مُرّ یا شراب نوساخته . (از منتهی الارب ) (از ا...
مصطار. [ م ُ / م ِ ] (ع اِ) می ترش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مصطارة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مسطار. (بحر الجواهر). رجوع به مسطار شود.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.