اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مسطار

نویسه گردانی: MSṬAR
مسطار. [ م ِ / م ُ ] (ع اِ) نوعی از می که خورنده را بر زمین افکند یا شراب ترش یا شراب تلخ و مُرّ یا شراب نوساخته . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شراب به دست افشرده ٔ زود مست کننده . (الفاظ الادویه ). خمر نارسیده .(فهرست مخزن الادویه ). شرابی که شش ماه بر آن نگذشته باشد یا شراب ترش شده . (از بحر الجواهر). نوعی از شراب که به ترشی زند. (صحاح ). شرابی که در وی ترشی باشد. (دهار). برخی خمر ترش را گویند و بعضی گفته اند خمر تازه که طعم او متغیر شده باشد، و گویند که لغت رومی است و در لغت اهل شام متداول شده است و استعمال او در اشعار شعرای آن نواحی نیامده است ، و گویند به لغت اهل شام خمری است که نو ساخته باشند از انگوری که بیشتر از همه برسد، و گویند به فارسی او را مشت افشار گویند. (از تذکره ٔ ضریر انطاکی ). خمر حامض . مسطارة. مصطار. || غبار بلندرفته . (منتهی الارب ).غبار که به آسمان برخاسته باشد. (از اقرب الموارد). || معرب از مست کار یا مشت افشار. (بحر الجواهر). مأخوذ از کلمه ٔ مست فارسی یا موستوم ۞ لاتینی . (یادداشت مرحوم دهخدا).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
مستار. [ م َ ] (اِ) مشتار. (برهان ). گیاهی است دوائی که بوی خوش دارد و در غایت تلخی و آن را مروه نیز گویند. (جهانگیری ). گیاهی است دوائی ...
مستار. [ م ُ ](اِ) مسطار. مصطار. شرابی که از غایت قوت خورنده رابه زمین اندازد. (انجمن آرا) (آنندراج ). خمر نارسیده . (مخزن الادویه ). شراب تا...
مصطار. [ م ُ / م ِ ] (ع اِ) می ترش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مصطارة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مسطار. (بحر الجواهر). رجوع به مسطار شود.
مستعر. [ م ُ ت َ ع ِرر ] (ع ص ) نعت فاعلی از استعرار. حرب درگیرنده . (ناظم الاطباء). جنگی که بین مردم درگیر شده باشد. (اقرب الموارد). درگیر...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.