اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

نشأه

نویسه گردانی: NŠAH
نشأه . [ ن َ ءَ ] (اِخ ) زین العابدین (میرزا...) مشهدی به روایت مؤلف صبح گلشن از اولاد جهانشاه ترکمان است ، در اصفهان تحصیل ریاضیات کرده مدتی مستوفی خالصه ٔ مازندران بوده ، اواخر عمرش را در تبریز گذرانده و همانجا به سال 1208 درگذشته است . آذر و حزین نام او را عبدالرزاق ثبت کرده اند. او راست :
نشأه محنت دیده داند قدر محنت دیده را
هیچ نعمت بهتر از معشوق عاشق پیشه نیست .
زخم تیغ تو به مشتاق ستم بخشد جان
می کنم شکوه ز شمشیر تو تا جانی هست
نی همین روز بود حال من آشفته چو زلف
شب هم از بخت سیه خواب پریشانی هست .
رجوع به صبح گلشن ص 517 و مطلعالشمس ج 2 ص 448 و قاموس الاعلام ج 6 ص 4576 و اسماء المؤلفین و آثارالمصنفین ج 1 ص 568 و فرهنگ سخنوران ص 601 و تذکره ٔحزین ص 124 و آتشکده ٔ آذر ص 430 شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
نشأه . [ ن َءَ / ءِ ] (از ع ، اِ) نشئه . نشوه . کیف و حالی که براثر استعمال مسکر یا مخدری به شخص معتاد دست دهد.
نشأه . [ ن َ ءَ ] (اِخ ) عبدالرزاق (میرزا...) رجوع به ماده ٔ قبلی شود.
نشأه . [ ن َ ءَ ](اِخ ) محمد صالح (میرزا...)بن میرزا مؤمن سمرقندی متخلص به نشاءة از شعرای قرن یازدهم است . او راست :قدت بالاکند قدر قبای ...
نشاح . [ ن َش ْ شا ] (ع ص ) سِقاء نشاح ؛ مَشک پر تراونده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ممتلی نضاح . (المنجد) (تاج العروس ) (اقرب الموارد). مَشک ...
نشاة. [ ن َ ] (ع اِ) درخت نوخاسته ٔ خرما. (ناظم الاطباء).
نشاءة. [ ن َ ءَ ] (ع اِ) آفرینش .(ناظم الاطباء). جهان . هستی . || آنچه راست برآمده باشد از گیاه و هنوز ستبر نشده باشد. (ناظم الاطباء). || (...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.