اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

نشأه

نویسه گردانی: NŠAH
نشأه . [ ن َ ءَ ](اِخ ) محمد صالح (میرزا...)بن میرزا مؤمن سمرقندی متخلص به نشاءة از شعرای قرن یازدهم است . او راست :
قدت بالاکند قدر قبای شهریاری را
لبت شیرین کند بر تلخکامان زهر خواری را
به قصد آنکه گردد رام من وحشی غزال من
چو دام آورده ام در کف عنان خاکساری را.
از تذکره ٔ نصرآبادی ص 439 و تذکره ٔ صبح گلشن ص 518 و قاموس الاعلام ج 6 و فرهنگ سخنوران ص 601.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۳ ثانیه
نشأه . [ ن َءَ / ءِ ] (از ع ، اِ) نشئه . نشوه . کیف و حالی که براثر استعمال مسکر یا مخدری به شخص معتاد دست دهد.
نشأه . [ ن َ ءَ ] (اِخ ) زین العابدین (میرزا...) مشهدی به روایت مؤلف صبح گلشن از اولاد جهانشاه ترکمان است ، در اصفهان تحصیل ریاضیات کرده...
نشأه . [ ن َ ءَ ] (اِخ ) عبدالرزاق (میرزا...) رجوع به ماده ٔ قبلی شود.
نشاح . [ ن َش ْ شا ] (ع ص ) سِقاء نشاح ؛ مَشک پر تراونده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ممتلی نضاح . (المنجد) (تاج العروس ) (اقرب الموارد). مَشک ...
نشاة. [ ن َ ] (ع اِ) درخت نوخاسته ٔ خرما. (ناظم الاطباء).
نشاءة. [ ن َ ءَ ] (ع اِ) آفرینش .(ناظم الاطباء). جهان . هستی . || آنچه راست برآمده باشد از گیاه و هنوز ستبر نشده باشد. (ناظم الاطباء). || (...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.