گفتگو درباره واژه گزارش تخلف وو نویسه گردانی: WW وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) : دیلمی وار کند هزمان دراج غوی بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .منوچهری . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲,۱۸۰ مورد، زمان جستجو: ۰.۹۴ ثانیه واژه معنی عشق و حال این واژه ها عربی است و پارسی آن اینهاست: ناندا nãndã (سنسکریت: ناندی، نَندَ) رَپَک (اوستایی) اَوَس، کِلی، پریتی، priti پریتا، pritã پریا، pryã رَتی... جوهر و عرض این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. عرض و مال این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. سیر و سلوک سیر و سلوک اصطلاحی هست عرفانی روشی هست که فرد جویای حقیقت مستلزم به اجرای آن است. سیر در لغت عربی بمعنای رفتن و سپری کردن هست.. و در اصطلاح عرفا سیر... بیر و بار ترافیک، شلوغی، هرج و مرج در خیابان بیر و بار بود. با این بیر و بار نمی توانم خودم را به وقت به خانه برسانم. قر و قمیش قر و قمیش آمدن به معنی ناز کردن است. سیور و سات سور و سات رانگاه کنید. کت و شلوار جورج – بیو- برامل ( به انگلیسی: George Bryan "Beau" Brummell (7 June 1778 – 30 March 1840 ) اشرافزادهی قمارباز و دوست صمیمی شاهزاده انگلیسی «نایب ا... اسم و رسم اسم و رسم عربی است و پارسی جایگزین، این است: نامژین nâmžin (نام + ژین: آوازه. سغدی) * جک و جانور حیوان ضرر رساننده مانند موش و سوسک تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۳۷ ۳۸ ۳۹ ۴۰ ۴۱ صفحه ۴۲ از ۲۱۸ ۴۳ ۴۴ ۴۵ ۴۶ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود