گفتگو درباره واژه گزارش تخلف وو نویسه گردانی: WW وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) : دیلمی وار کند هزمان دراج غوی بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .منوچهری . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲,۱۸۰ مورد، زمان جستجو: ۰.۹۴ ثانیه واژه معنی تاب و توان این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. صحت و سقم صحت . [ ص ِح ْ ح َ ] (ع مص ، اِمص ) تن درست شدن . (مصادر زوزنی ). هیئة یکون بها بدن الانسان فی مزاجه و ترکیبه بحیث یصدر عنه الافعال سلیمةً. (بحرالجواه... رعد و برق این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. شمع و شکر شمع و شکر. املاءِ ناصحیح «شهد و شکر». ضد و نقیض این دو واژه عربی است و پارسی آن این است: لیکدُژ likdož (کردی) تاج و گاه این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. هست و است هست یعنی وجود دارد. است فعل ربط است. گرچه از گذشته تا کنون این دو واژه را به جای یکدیگر به کار برده و میبرند، بهتر است در نوشتن فصیح، هر یک را به جای... صحت و سقم همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: درستی و نادرستی، راستی و ناراستی، راست و دروغ (دری) ژوچی و مت žuci-o-met (سغدی ـ پهلوی) ***فانکو آدینات 09163... مال و ثروت این دو واژه ی عربی یک واتا [کردی] (معنی) دارند و به کار بردن آنها با هم را افزوده نابجا، یا همانگویی (عربی: حشو قبیح) گویند که در پارسی فراوان به کار ... رعب و وحشت رعب و و حشت: به کار بردن این دو واژه در کنار هم را در آرایه های ادبی، افزوده ی نابجا (حشو قبیح) گویند؛ زیرا هر دو یک معنی دارند. همچنین مانند علم و دا... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۴۰ ۴۱ ۴۲ ۴۳ ۴۴ صفحه ۴۵ از ۲۱۸ ۴۶ ۴۷ ۴۸ ۴۹ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود