اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

وو

نویسه گردانی: WW
وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) :
دیلمی وار کند هزمان دراج غوی
بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .

منوچهری .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲,۱۸۰ مورد، زمان جستجو: ۱.۱۳ ثانیه
غریبه و مه فیلمی به کارگردانی و نویسندگیِ بهرام بیضایی است که در سالِ ۱۳۵۱ و ۱۳۵۲ ساخته شد و سالِ ۱۳۵۳ به نمایش درآمد. داستان در یک آبادیِ پرت‌افتاده ...
انتشار نسخه ترمیم شده «غریبه و مه» اثر بهرام بیضائی؛ پیشگویی شگفت‌انگیز انقلاب غریبه و مهمنبع تصویر،PUBLIC DOMAIN اطلاعات مقاله نویسنده,محمد عبدی شغل,...
بذل و بخشش. بذل و بخشش کردن : بذل کردن و بخشیدن در حد اسراف؛ بخشش کردن بی اندازه . انعام دادن بی مورد. در اینجا معنی بخشش و عطا از اموال و دارایی دیگر...
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ارتاواس artāvās (سنسکریت: ارتهه وصه arthavaśa)
همتای پارسی این ترکیب عربی، اینهاست: آمد و شد، رفت و آمد (دری) تارانا (سنسکریت: tārana)
ویسنده (ها) : فریده مجیدی خامنه آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 6 تیر 1403 تاریخچه مقاله قُفْل و کِلید، اسباب یا وسیله‌هایی برای بستن و بازکردن اشیائی چون...
باسمه تعالی اگر بخواهیم واژه ی بسازیم که معنی مزمن و حاد را به یک معنا واحد تبدیل کند چه باید انجام دهیم
سفها جمع سفه ./ قَتَلُوا أَوْلَادَهُمْ سَفَهًا بِغَیْرِ عِلْمٍ
پیشینه نقد محمد بن عبدالله، پایه‌گذار دین اسلام، به سده هفتم میلادی بازمی‌گردد. اعراب نامسلمان به او به دلیل آموزش یکتاپرستی انتقاد می‌کردند و انتقاده...
درب و داغون. درب و داغون کلمه ای تورکی است که در اصل داربا داغین بوده که از دو جزو دارب به معنی ضربه و داغین از فعل داغیلماق به معنی فرو ریختن تشکیل ی...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.