گفتگو درباره واژه گزارش تخلف وو نویسه گردانی: WW وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) : دیلمی وار کند هزمان دراج غوی بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .منوچهری . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲,۱۷۶ مورد، زمان جستجو: ۱.۱۶ ثانیه واژه معنی طعن و لعن طعن و لعن . [ طَ ن ُ ل َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) از اتباع است . سرزنش و نفرین . رجوع به طعن و رجوع به لعن شود. طشت و طبق طشت و طبق . [ طَ ت ُ طَ ب َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) از اتباع : طشت و طبقی نچیده ایم . عجز و لابه عجز و لابه . [ ع َ زُ ب َ / ب ِ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب )تضرع . زاری و ناله و فریاد. گریه و زاری . || خواهش و تمنا. رجوع به عجز و رجوع به ل... عبور و مرور عبور و مرور. [ ع ُ رُ م ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) آمد و شد: در برخی از معابر نویسند که عبور و مرور ممنوع است . حاد و مزمن باسمه تعالی اگر بخواهیم واژه ی بسازیم که معنی مزمن و حاد را به یک معنا واحد تبدیل کند چه باید انجام دهیم عبور و مرور همتای پارسی این ترکیب عربی، اینهاست: آمد و شد، رفت و آمد (دری) تارانا (سنسکریت: tārana) قفل و کلید ویسنده (ها) : فریده مجیدی خامنه آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 6 تیر 1403 تاریخچه مقاله قُفْل و کِلید، اسباب یا وسیلههایی برای بستن و بازکردن اشیائی چون... محمد و نقد پیشینه نقد محمد بن عبدالله، پایهگذار دین اسلام، به سده هفتم میلادی بازمیگردد. اعراب نامسلمان به او به دلیل آموزش یکتاپرستی انتقاد میکردند و انتقاده... درب و داغون درب و داغون. درب و داغون کلمه ای تورکی است که در اصل داربا داغین بوده که از دو جزو دارب به معنی ضربه و داغین از فعل داغیلماق به معنی فرو ریختن تشکیل ی... وامق و عذرا وامق و عذرا از عشاق مشهور ادب پارسی هستند. داستان عشق این دو، سرچشمهٔ یونانی[۱] دارد.داستان وامق و عذرا پیشینه ادبی عنصری ملک الشعرای دربار غزنوی، قدی... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۷۲ ۷۳ ۷۴ ۷۵ ۷۶ صفحه ۷۷ از ۲۱۸ ۷۸ ۷۹ ۸۰ ۸۱ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود