اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

هخامنش

نویسه گردانی: HḴAMNŠ
هخامنش . [ هََ م َ ن ِ ] (اِخ ) یا هخامنیش ۞ ، در پارسی باستان مرکب از دو جزء است . جزء اول هخی ۞ به معنی دوست و یار و جزء دوم منیش ۞ ازمنه ۞ به معنی حس باطنی ، فهم و شعور و اندیشیدن و جمعاً به معنی «دوست منش » است . وی سر دودمان سلسله ٔ هخامنشی و جد اعلای کورش و داریوش است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). وی بزرگ خاندان خود و از مشاهیر فارس بوده اما به سلطنت نرسیده و نخستین کسی که از خانواده ٔ او به حکومت فارس رسید فرزند او چش پش اول بود. (از ایران باستان پیرنیاج 1 ص 426 ببعد). رجوع به هخامنشی و هخامنشیان شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
بالاگریوه دیار هخامنش کی لُهراسب هخامنشی ، لُرس ،کورِش ، شهر لور در شمال اندیمشک ، نام خود اندیمشک (اندامش ) ،شهر شاپور خواست( خرم آباد ) ، پل شاپو...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
درود هخامنش: هَخ(از ریشه سانسکریت هک، حق، درست، رهبری) + ا(پسوند نامواژساز) + من(اندیشه، مت) + ِش(پسوند کارواژساز) واژه حق یک واژه ی پارسی است و هَخ ب...
ایل بالاگریوه از چند طایفه تشکیل می شود که همه از نسل فردی به اسم کرم کلهر هستند : ایل‌کُردعلیوند ، ایل مرادعلیوند ( شیرولی وند ، برجعلی وند ، گنجعلی ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.