هدم
نویسه گردانی:
HDM
هدم . [ هَُ دُ ] (اِخ ) آبی است در پشت وادی القراء. (از معجم البلدان ).
واژه های همانند
۱۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
حدم . [ ح َ دَ / ح َ ] (ع مص ) گرم کردن . (تاج المصادر بیهقی ). سوختن آتش . || گرمی سخت . حدم نار؛ سختی احراق آتش و گرمی آن . (منتهی الارب...