هرمان
نویسه گردانی:
HRMAN
هرمان . [ هَُ ] (ع اِ) خرد و هوش . (منتهی الارب ). عقل . گویند: ماله هرمان . (اقرب الموارد).
واژه های همانند
۱۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
حرمان . [ ] (اِخ ) از دیه های خوی . (تاریخ قم ص 141).
باعث پریشانی نگردد
عشق میورزم و امید که این فن شریف
چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود
حافظ