یلخی
نویسه گردانی:
YLḴY
یلخی . [ ی ِ ] (ترکی ، اِ) ایلخی . سیله . فسیله . گله ٔ اسب و استر. رمه ٔ اسب . (از یادداشت مؤلف ).
- یلخی بار آمدن ؛ بی مربی بزرگ شده بودن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به ایلخی و مترادفات دیگر شود.
واژه های همانند
۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
یلخی disorderly، undisciplined همتای پارسی این واژه ی ترکی، اینهاست: آکوله ākula (سنسکریت) اوپینجل upinjal (سنسکریت: utpinjala) ***فانکو آدینات 091636...