یلخی
نویسه گردانی:
YLḴY
یلخی disorderly، undisciplined همتای پارسی این واژه ی ترکی، اینهاست: آکوله ākula (سنسکریت) اوپینجل upinjal (سنسکریت: utpinjala) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های همانند
۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۵ ثانیه
یلخی . [ ی ِ ] (ترکی ، اِ) ایلخی . سیله . فسیله . گله ٔ اسب و استر. رمه ٔ اسب . (از یادداشت مؤلف ).- یلخی بار آمدن ؛ بی مربی بزرگ شده بودن ....