اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

یوغ

نویسه گردانی: YWḠ
یوغ . (اِخ ) (اصطلاح نجوم ) نام سعد بلع یکی از منازل قمر به لغت سغد و خوارزم . (از آثارالباقیه ص 240).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
یوغ . (اِ) یغ. آن چوبی بود که بر گردن گاو نهند یعنی بندوق . (لغت فرس اسدی ). چوبی که بر گردن گاو زراعت و گاو گردون گذارند. (ناظم الاطباء) (...
واژه «یوغ» (چوبی که بر گردن گاو یا حیوانات بارکش می‌گذارند تا خیش یا گاری را بکشند) یکی از کهن‌ترین و اصیل‌ترین واژگان مشترک در میان زبان‌های هندواروپ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.