ضروری . [ ض َ ری ی / ری ] (از ع ، ص نسبی ) منسوب به ضرور. لابد. لابُدّمنه . ناچار. ناگزیر.لاعلاج . بایسته . دربایست . بایا. اندربای : چو نتوان ...
این واژه عربی است و پارسی آن واژه ی پهلوی اَبیدان می باشد
همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دروا darvā، ونکول vankul، وایه vāye، بایا، بایسته (دری) آپایست āpāyast (پهلوی) ابیدان abidān (پهلوی: abedān) **...
ظروری . [ ظَ رَ را ] (ع ص ) زیرک و ماهر.