اجازه ویرایش برای همه اعضا

کعب پا

نویسه گردانی: KʽB PA
کعب . [ ک َ ] (ع اِ) بند استخوان . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (ازاقرب الموارد). ج ، اکعب ، کعوب ، کعاب . || گره نیزه و نی و کلک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). عقده . (از ابن بیطار). ج ، کعوب ، اکعب ،کعاب : الا انه اعرض منه اصغر کعوباً. (ابن بیطار). || شتالنگ . چنگاله کوب . پژول . (زمخشری ). بجول . پجول . بژول . اشتالنگ . غاب . قاب . قاپ : مرد از پی راه کعبه تازد آن طفل بود که کعب بازد. خاقانی .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.