اجازه ویرایش برای همه اعضا

عالی

نویسه گردانی: ʽALY
این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ آگراب ãgrâb (مانوی: ágrâv)، 2- بورژاک buržâk (پهلوی)، 3- هاواپ hâvâp (اوستایی: havapangh) *
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۴۸ ثانیه
علی آباد پائین . [ ع َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش زرند شهرستان کرمان واقع در 7 هزارگزی شمال زرند و در کنار راه فرعی زرند به ک...
علی آباد پائین . [ ع َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند واقع در 12 هزارگزی جنوب باختری قاین و 8 هزارگزی باختر را...
علی آباد پائین . [ ع َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند واقع در 45 هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. ناحیه ایست جل...
کائید کلب علی . [ ک َ ب ِ ع َ] (اِخ ) مؤلف مجمل التواریخ آرد: در ناحیه ٔ بروجردکائید کلب علی نام شخص بی نام و نشان در آن اوان با جمعی از...
علی علی آبادی . [ ع َ ی ِ ع َ ] (اِخ ) ابن محمد علیابادی . ملقب به بدرالدین . لغوی بود و در سال 952 هَ . ق . در قید حیات بوده است . او راست : ...
علی عارزه گر. [ ع َ ی ِزَ گ َ ] (خواجه ...) (اِخ ) اصفهانی . آنگاه که سلطان سعید به خراسان رسید، مدتی جشن و سرور برپا کرد و دراین جشن ها هر ک...
علی سیاه پوش . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) (سلطان ...). ابن صدرالدین موسی سیاهپوش صوفی . وی از متصوفه ٔ اواخر قرن هشتم و اوایل قرن 9 هَ . ق . بود که ...
علی شاه بنگالی . [ ع َ هَِ ب َ ] (اِخ ) ملقب به علاءالدین . سومین تن از سلاطین بنگاله ٔ غربی . رجوع به علاءالدین (علی شاه ) شود.
علی شاه جیلانی . [ ع َ هَِ ] (اِخ ) (خواجه ...) یا تبریزی . ملقب به تاج الدین . وزیر سلطان محمد خدابنده . رجوع به تاج الدین علیشاه جیلانی شود...
علی زین العرب . [ ع َ ی ِ زَ نُل ْ ع َ رَ ] (اِخ )ابن عبداﷲ. مشهور به زین العرب مصری . وی طبیب قرن 8 هَ . ق . بود. او راست : شرح کلیات قانون ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.