اجازه ویرایش برای همه اعضا

عالی

نویسه گردانی: ʽALY
این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ آگراب ãgrâb (مانوی: ágrâv)، 2- بورژاک buržâk (پهلوی)، 3- هاواپ hâvâp (اوستایی: havapangh) *
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۶۶ ثانیه
علی زین العرب . [ ع َ ی ِ زَ نُل ْ ع َ رَ ] (اِخ ) ابن عبیداﷲبن احمدبن زین الدین . مشهور به زین العرب نخجوانی یا مصری . محدث بود و پیش از سال...
قلعه فتح علی . [ ق َ ع َ ف َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دلاور بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار، واقعدر 30هزارگزی شمال باختری دشتیاری کنار ...
کلاته حسن علی . [ ک َ ت َ ح َ س َ ع َ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان نهبندان بخش خوسف شهرستان بیرجند. محلی کوهستانی و معتدل است . (از فرهنگ جغرا...
علئ محمد باب. رجوع شود به باب.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
علی شکوری راد پزشک[۱] و فعال سیاسی اصلاح‌طلب ایرانی و دبیرکل سابق حزب اتحاد ملت، زاده طارم استان زنجان می باشد. وی از حامیان میرحسین موسوی در انتخابات...
علی‌آباد کَتول، شهری در استان گلستان در شمال ایران است. این شهر مرکز شهرستان علی‌آباد این استان است. مردم علی‌آباد کتول به زبان تبری سخن می‌گویند. مرد...
سیّد علی مدنی‌زاده (زادهٔ ۱۳۶۱) اقتصاددان و دانشیار اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف است. او هم‌اکنون ریاست دانشکدهٔ مدیریت و اقتصاد این دانشگاه را برعهده دا...
علی نجف آبادی . [ ع َ ی ِ ن َ ج َ ] (اِخ ) (آقا...). وی از شاعران قرن یازدهم هَ . ق . بود و در نجف آباد اصفهان میزیست . نصرآبادی ابیاتی از او ...
علی قنا واسطی . [ ع َ ی ِ ق َ س ِ ] (اِخ ) ابن احمدبن علی بن محمدبن دواس القنا الواسطی . مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن واسطی . از معاریف ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.