میله
نویسه گردانی:
MYLH
وقت را (عموماً در جمع) در محل خوش آب و هوا گذراندن. مثال میله گل سرخ در شهر بلخ در اول بهار. میله رفتن، میله کردن.
در فصل بهار میله میکردیم
گل برسر یار دسته میکردیم
واژه های همانند
۱۰ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
میله . [ ل َه ْ ] (ع اِ) دشت و بیابان . (منتهی الارب ، ماده ٔ ول هَ) (ناظم الاطباء). || زمین بی گیاه . (ناظم الاطباء).
میله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) شبیه به میل و مانند میل . (ناظم الاطباء) || قطعه ٔ نازک و بلند از چوب یا آهن یا فلزی دیگر که در ساختمان و ...
میله . [ ل َ ] (اِخ ) ظاهراً شهری بوده است این سوی جیحون در شمال افغانستان کنونی : ز بیم تیغ تو تا چین ز ترکان ره تهی گردداگر زین سوی ...
میله . [ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دشت سربخش مرکزی شهرستان آمل ، واقع در 10/5هزارگزی خاوری آمل با 480 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ ک...
میله سر. [ ل َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منصوری بخش مرکزی شهرستان شاه آباد،واقع در 30هزارگزی جنوب خاور شاه آباد با 1300 تن سکنه . آب آ...
میله سرا.[ ل َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ماسال بخش ماسال شاندرمن شهرستان طوالش ، واقع در 2هزارگزی شمال بازار ماسال با 280 تن سکنه . آب...
چاه میله . [ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند که در 71 هزارگزی شمال خاور قاین واقع شده . جلگه و گرمسیر است و...
رقص میله[۱] یا پُل دَنس (به انگلیسی: Pole dance) ترکیبی از رقص و حرکات آکروباتیک است که بر روی یک دیرک عمودی اجرا میشود. این عمل نه تنها در باشگاهه...
میلة. [ ل َ ] (ع اِ) هنگام و زمان . ج ، میَل .(منتهی الارب ماده ٔ م ی ل ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
مئلة. [ م َ ءِ ل َ ] (ع ص ) زن ستبر فربه . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).