اجازه ویرایش برای همه اعضا

سیل

(seyl)'این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ تنداب tondâb، لور lur (پارسی نو)؛ 2ـ هنوار henvâr (پارتی)؛ 3ـ تاژیاب tâžiâb (اوستایی: taciap) 4ـ آبتژن ãbtažan (پهلوی: ãptacan)*** فانکو آدینات 09163657861.'
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
سیل در خرمن افتادن . [ س َ / س ِ دَ خ َ م َ اُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از مضطرب و بی آرام و پریشان شدن . (آنندراج ).
ثیل . [ ث َ / ثی ] (ع اِ)غلاف نره ٔ شتر. || نره ٔ شتر. ج ، اَثیال .
ثیل . (ع ص ، اِ) ج ِ اَثیل .
ثیل . ۞ [ ث َی ْ ی ِ / ثی ] (ع اِ)بیدگیا. فرزد. فریز. چمن . مرغ . گیاهی است که نجم نیز گویند. در اختیارات بدیعی آمده است : نجیل و نجیر ونجم...
ثیل . [ ث َی ْ ی ِ ] (ع اِ) ثیل باشد که بید گیا خوانند. رجوع به ثیل شود.
صیل . [ ص َ ] (ع مص ) حمله کردن بر کسی . لغتی است در صول . || اندازه کرده شدن برای کسی . (منتهی الارب ).
۱ ۲ ۳ صفحه ۴ از ۴
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید