مستقیم
نویسه گردانی:
MSTQYM
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: 1ـ سرراست، یکراست. 2 ـ هنار hanâr (مانوی: hannâr). 3ـ پاشپات pâŝpât (سغدی: pacpât).
واژه های همانند
۱۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
مستقیم . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استقامة. راست و معتدل . (منتهی الارب ). معتدل . (از اقرب الموارد). راست که ضد کج باشد. (غیاث ) (آنندر...
خط مستقیم . [ خ َطْ طِ م ُ ت َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) خط راست . (آنندراج ). اقصر خطی که مابین دو نقطه ٔ مفروضه رسم کنند. (ناظم الاطباء). خطی...
این دو واژه عربی است و پ=ارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ ناپاژپات nâpâžpât (نا + سغدی: pacpât: مستقیم). 2ـ ناهنار nâhanâr. (نا + مانوی: hannâr: مستقیم) *
غیر عربی شده از سنسکریت گیره gayra می باشد و مستقیم عربی است؛ همتای پارسی این ویریست [سغدی] (ترکیب) این است: نارازید (خراسانی)
صراط مستقیم . [ ص ِ طِ م ُ ت َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) صراطالمستقیم . رجوع به همین کلمه شود.
صراط مستقیم . [ ص ِ طِ م ُ ت َ ] (اِخ ) چند منظومه است از جمله مثنویی است از امیر حسینی شاعر متوفی به سال 717 هَ . ق . رجوع به حبیب السیر ...
قیاس مستقیم . [ س ِ م ُ ت َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح منطق ) قیاسی در مقابل قیاس خلف . رجوع به قیاس خلف شود.
حرکت مستقیم . [ ح َ رَ ک َ ت ِ م ُ ت َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مقابل حرکت دوری . حرکتی که بر خط مستقیم باشد. (دستورالعلماء). || حرکت اینی ...
نقل قول مستقیم. آن است که جملهای را از کتابی همان گونه که هست، بی اینکه چیزی بر آن افزوده یا از آن کاسته شود یا توضیحی در باره ی آن داده شود، در پژوه...