اجازه ویرایش برای همه اعضا

قصیده

نویسه گردانی: QṢYDH
قصیده. (ه. ع.) یکی از اقسام شعر در ادبیات فارسی. قصیده شعری است که مصرع اول و تمام مصرع‌های زوج آن دارای قافیه واحد باشد؛ یعنی اولین بیت آن مصرع باشد. بیت اول را مطلع و بیت آخر آن را مقطع می‌نامند. قصیده پیش از ظهور اسلام به‌نام چکامه معروف بود. تعداد ابیات قصیده از بیست و گاه تا دویست بیت می‌باشد. حد متوسط تعداد ابیات قصاید معمولاً بین بیست تا هفتاد یا هشتاد بیت است. گرچه قصیده‌هایی در ۱۷ بیت هم سروده شده است اما به ندرت قصیده‌ای در ۱۵۰ تا ۱۷۰ بیت دیده شده است. اقسام قصیده ۱) اگر قافیه قصیده‌ای، دارای ردیف نیز باشد، آن را قصیده مردّف می‌نامند. ۲) چنان‌چه بیت مطلع از ظرافت و نیکویی خاصی بهره برد و موجب ایجاد رغبت در شنونده گردد، می‌گویند قصیده دارای حسن مطلع یا حسن ابتداست. ۳) همچنین اگر بیت مقطع چنین باشد و در ذهن مخاطب خاطره شیرینی از شعر به یادگار نهد، گویند دارای حسن مقطع یا حسن ختام است. ویژگی قصیده قصیده از اقسام مهم شعر فارسی است که سرایش آن دلالت بر توان شاعر دارد چه سرودن بیش از ۲۰ یا ۳۰ بیت به یک وزن و قافیه و در یک موضوع نشان از طبع توانای شاعر است. قصیده معمولاً برای مدح، ذم، موعظه، شکایت، مرثیه و تعزیت، و گاه مسائل اخلاقی و اجتماعی و عرفانی را دربر می‌گیرد و در موارد بسیار به توصیف انبیاء و اولیای دین اختصاص یافته است. فرخی سیستانی، منوچهری دامغانی، سنائی، عطار نیشابوری، سعدی، مولوی، ناصر خسرو قبادیانی، پروین اعتصامی و ملک الشعرای بهار از جمله قصیده سرایان نامی شعر فارسی هستند. ساختار قصیده در سرایش قصیده، معمولاً شاعر ابتدا برای آماده نمودن ذهن مخاطب و جهت درک بهتر مقصود وی، ابیاتی را در ذکر سجایای محبوب یا تعریف و توصیف مناظر طبیعی مانند بهار و پائیز – غروب و طلوع و دشت و دمن می‌آورد که در واقع به منزله مقدمه و پیش درآمد قصیده است که اصطلاحاً به آن تشبیب یا نسیب هم می‌گویند و چون در غزل نیز این گونه است به این مقدمه تغزّل هم گفته می‌شود. پس از تشبیب، شعر با بیانی لطیف و تخیلی قوی به اصل مقصود خود می‌پردازد این بیت را که در آن گریز به مقصود اصلی صورت می‌گیرد «بیت تخلص و بیت خروج» می‌نامند. صفت حسن تخلص در نوع قصاید معمول است. وجه تسمیه ا) از جهت ردیف و قافیه: چنان‌چه واژه قافیه قصیده‌ مبتنی بر الف باشد آن را قصیده الفی مبتنی بر ب باشد آن را قصیده بائی یا بائیه گویند و بر همین منوال است در تمامی حروف الفبا. ب) از نظر پیش درآمد: اگر تشبیب قصیده درباره بهار یا خزان باشد، آن را بهاریه یا خزایند و امثال آن نام نهند. ج) از جهت موضوع اصلی: چنان‌چه قصیده در مدح یا ذم کسی سروده شود آن را مدحیه یا ذمیه و امثال آن می‌نامند. بیت پایانی ۱) در پایان قصیده، شاعر نام، کنیه یا لقب خود را نیز می‌آورد که بدان تخلص می‌گویند. ۲) دعایی نیز در انتهای قصیده به درگاه الهی عرضه می‌شود و شامل سعادت ابدی و جاودانه برای محبوب است و آن را دعای تایید یا شریطه نام می‌نهند. [۱] [۲] ۱. ↑ همایی، جلال الدین، فنون بلاغت و صناعات ادبی، تهران، توس، چ۲، ۱۳۶۱، ص۹۳. ۲. ↑ ماحوزی، مهدی، برگزیده نظم و نثر فارسی، تهران، اساطیر، چ۵، ۱۳۷۲، ص۲۸۹-۲۹۱. سایت پژوهه، برگرفته از مقولیه «قصیده»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۷/۰۷/۲۱.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
چکامه، نوعی از شعر که بیشتر در وعظ و حکمت یا حماسه یا در مدح یا ذم کسی یا چیزی میگویند و دو مصراع بیت اول آن با مصرع های دوم سایر ابیات دارای یک قافیه...
قصیده سرا. [ ق َ دَ / دِ س َ ] (نف مرکب ) که قصیده گوید. شاعر که قصیده به نظم آرد. رجوع به قصیده شود.
قصیده سرائی . [ ق َ دَ / دِ س َ ] (حامص مرکب ) عمل قصیده سرا.
قَصیده یا چَکامه یک قالب شعر (کلاسیک) فارسی است. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه...
قصیدة. [ ق َ دَ ] (ع اِ) یکی قصید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قصید شود. || (ص ) شترماده ٔ فربه . || چوب دستی . (اقرب الموارد) (م...
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید